چرا فراگیری آمار دشوار به نظر می رسد؟

یک داستان: کلاس نجاری

روزی مردی تصمیم گرفت خانه ای بسازد. او مقدار زیادی چوب در اختیار داشت و نیازمند جایی برای زندگی بود . وی تشخیص داد که دانش کافی و مهارت چندانی برای ساختن یک خانه ندارد . بنابراین همان کاری را انجام داد که هر شخص باهوش و تحصیل کرده ای انجام می دهد. او یک دوره ی آموزشی را گذراند: ساختمان سازی ۱۰۱.

اصطلاحات تخصصی بسیار زیادی وجود داشت: به هم بستن، دیوارهای شاقولی و … .به خاطر سپردن همه ی آنها کار دشواری بود. نمی توانست بفهمد چه نیازی به شیرجه رفتن در دریای این اصطلاحات بود؟ اما به هر ترتیبی که بود، این دوره را با نمره ی B مثبت گذراند. مبانی را یاد گرفت و لانه ی سگی که در آزمایشگاه ساخت ، واقعا بی نقص بود. او حتی یک دوره ی دیگر را نیز گذراند تا مطمئن شود که به اندازه ی کافی می داند: نجاری پیشرفته.

اکنون زمان آن فرا رسیده بود که خانه اش را بسازد. زمین، نقشه، ابزار، پنجره ها، تخته ها و میخ هایش آماده بودند. روز اول، با شور و شعف فراوان، آغاز به کار کرد. با لذت، چکش را بر میخ ها می کوبید و بالاخره اولین دیوار خانه اش را سرجایش قرار داد . احساس خوبی داشت… .

اما صبر کنید! او داشت خانه اش را بر روی یک تپه می ساخت؛ در حالی که در کتاب درسی اش فقط درباره ی زمین های مسطح نوشته شده بود. او در مواجهه با این تپه می بایست چه کار می کرد؟ خانه اش هم پنجره ای آویخته داشت. لانه ی سگی که در آزمایشگاه ساخته بود، نوع پنجره اش متفاوت بود. آیا این پنجره های جدید، ایستادگی داشتند؟ علاوه بر آن مطمئن نبود برای ساختن اتاق پذیرایی با زاویه ای ۱۴۵ درجه ای، از کدام روش استفاده کند. کتابهای درسی چیزی جز زاویه های قائم را توضیح نداده بودند. حتی با وجود نقشه ی ساختمان ، هنوز هم باید تصمیمات آنی زیادی می گرفت و روشهای جدید بسیاری را می آموخت.

علاوه بر آن ، قرار بود خانه را در مدت ۴ ماه تمام کند؛ اما با این شرایط؛ هرگز نمی توانست آن را به موقع به پایان رساند.

او شبیه یک آدم نادان به نظر می رسد. این طور نیست؟ هیچ کس نمی تواند تنها با گذراندن تعداد کمی دوره ی آموزشی ، یک ساختمان بسازد . ساختن یک خانه، مستلزم آگاهی از نحوه ی ساخته شدن دیوارها ، توانایی بکارگیری ابزارها و داشتن مهارتهای عملی برای به کار بستن روش ها است.

افسانه ی آماردانش آماری ، فقط شرط لازم کاربرد آمار است.

بله، دانش لازم است؛ اما کافی نیست. آمار توسط دانشجویان به خوبی درک نمی شود، زیرا  بدون توجه به مفهوم آن تدریس میشود. بسیاری از مردم ، حقیقتا  تا زمانی که در جریان تحقیقاتشان شروع به تحلیل داده ها نکنند ، آمار را یاد نمی گیرند. آری، کلاس های آمار، خشک و جدی است؛ به این دلیل که دانشجویان قبل از فهمیدن درست امار نیازمند دانش و آگاهی هستند . تنها راه یاد گرفتن اینکه چطور یک خانه بسازیم ، این است که خانه ای بسازیم و تنها راه یادگیری تحلیل داده ها این است که داده ای را تحلیل کنیم.

اما پژوهشگران (و معماران!) برای آموخته هایشان نیاز به پشتوانه ی تمرین های کاربردی دارند. بله، درست است که انجام همزمان این دو ، ممکن است باعث کند شدن حرکت آن ها شود، اما بر استمرار حرکتشان می افزاید، شورانگیزتر بوده و منجر به بروز اشتباهات بیشتری می شود. هیچ یک از این ها ضروری نیست؛ اما پایان خوشی دارند.

نجارها کنار دست یک استاد، کار می کنند تا هنر وی را بیاموزند. من هرگز از یک آماردان یا مشاور یک پایان نامه نشنیده ام که هنگام تحلیل داده ها  کنار یک پژوهشگر تازه کار نشسته باشد(هر کس چنین مشاوری دارد باید خودش را خوش شانس بداند.) بر خلاف یک نجار مبتدی، یک تحلیلگر داده ی مبتدی ، مفید نیست. او حتا نمی تواند نردبان را نگه دارد.

مشاورانی که به دانشجویانشان می گویند کدام کلاس های آماری را بگذرانند و سپس آنها را در تحلیل داده ها همراهی می کنند ، متداول ترند( آن هایی که چنین مشاورانی دارند نیز خوش بخت اند.) دانشجویان اگر از اینکه احمق به نظر برسند، هراسی نداشته باشند، در طول این همراهی ، می توانند سوالاتی بپرسند . مشاوران خوب، آنهایی هستند که آنقدر سرشان شلوغ نیست که نتوانند وقت کافی به پاسخ دادن به سوالات آنها اختصاص دهند و اگر پاسخ آنها را ندانند، این امر را بپذیرند.

اما اغلب پژوهشگران، کمی احساس بیهودگی و سردرگمی می کنند. حقیقتا  نه تنها تازه کارها، بلکه بسیاری از پژوهشگران با تجربه نیز هرگز با اولین تمرین کاربردی آماری، به خوبی مفاهیم آن را یاد نگرفته اند. تقریبا همه ی پژوهشگران، در طول راه پژوهش ، با مسائل جدید روبرو شده و با آن ها دست و پنجه نرم می کنند و اغلب ، دشوار است فردی را بیابیم که به قدر کافی اطلاعات داشته باشد و علاوه بر آن بخواهد و بتواند آن را برای دیگران توضیح دهد. آن هایی گمراه می شوند که در طول انجام این کارهای عملی ، خسته می شوند. کسی که در حال یادگیری مهارتهای عملی است نیازمند پشتیبانی دقیق، کاربردی و بهنگام است.

منبع: خبرنامه انجمن آمار ایران